RADIO ACHAB PRESENTS

رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند

ولی من رو همین مبل می شینم ...

127 را دوست دارم ... همه ی آن چیزی که از موسیقی دوست دارم درش یافت می شود ... ترومپت ... بیس ... وکال خوب ... همه چیز سر جایش است ... لیریک ها خوب سروده شده اند هم فارسی و هم انگلیسی ... با کامینگ اِراوند شناختمشان ... خیلی پیش بود ... سال دوم دانشگاه بودم ... آنزمان سایتی داشتند که طراحیش جالب بود ... گیاهی در صفحه سفید بدون هیچ لینکی یا نوشته ای ... موش را که می چرخاندی روی هر برگ لینک ها ظاهر می شد که مثلاً هیستوری یا دانلود یا فلان ... در زمان خودش فوق العاده بود ... بعد پرفکت ایصفهان بلوز را شنیدم و هر آنچه که آپلود کرده بودند ... بتهوون اولین آلبومشان را می فروخت ... سال دوم بودم ... این بار جای دیگر که برای تو خریدمش ... با آن شمعدان ... 10م تیرماه بود ... طرح روی جلدش دل را می برد با آن آرم سیگار بهمن به شکل دل و کبریت تبریز ... تا خال پانک و شهر لغزان که به امروز می چسبد ... بعد تو میای ... با کتابات ... با یه عالم عطر و لغز ... آدمای ضایع ... حرفای بامزه و من ... نیگات می کنم با سنم ... با اخلاق مثل جنّم ... با بیکارام و ... با بیزاریام ...می گی ای وای بلند شو برو بیرون .. بگی بلند شو بریم بیرون ... بریم پارتی و گالری و ... کنسرت جاز تلفیقی ... ولی من رو همین مبل می شینم ... همون فیلم همیشگیمُ می بینم ... چرت می زنم کتابامُ ورق می زنم ... می گم بیزااااارم از همتاااااان ... بیزاااااارم از همتاااااااان ...

  
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢