RADIO ACHAB PRESENTS

رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند

خوب سئوال اینجاست که مغز ما را چه چیزی تشکیل می­دهد؟

«تمام خاطرات دنیا» به قاعده ی بسیاری از مستندهای گزارشی که دیده­ ایم با جملات کلیشه ­ای نظیر تشکر از دست اندرکاران و افراد ذی نفع در تولید فیلم آغاز می شود. شروع دلچسبی برای یک فیلم نیست خصوصاً از نوع مستندش! اینکه به ما یادآور می­شود که اینجا اگر استودیو نیست سیاستگذاری های مثلاً کتابخانه ملّی فرانسه هست و انتظار زیادی نباید داشته باشیم. رنه فیلمش را با موسیقی غیر متعارفی آغاز می کند ... موسیقی ای وهم انگیز و قدری مبهم که شاید نسبتی با خانه ی اشباح و ارواح داشته باشد ولی با کتابخانه بعید می دانم ... پس پشت پرده انگار کن که دو چشم به تو خیره شده اند ... بیشتر به ماسکی می ماند که در حملات شیمیایی به صورت می زنند ... تصویر کمی که روشن می شود دوربینی را خیره به خود می بینیم ... رنه هنرپیشه اش را معرفی می کند. بستری که بر آن جهان فیلمش را بر می سازد. اگر سینما روشی برای تجسم و تصویر رویایمان باشد، او از ابتدا خرجِ هر آنچه را که واقعیت مستند می نامیم، از رویا جدا می سازد. به یادمان می آورد که آنچه می بینیم فیلم/رویاست که با رقص نور بر پرده نقش می بندد. نقطه­ی دید ما در برابر دوربینش به تعظیم بر می خیزد ... حقیر می شود دوربین از فراز ما به تصویری که رویایمان را بر می­سازد خیره می شود. خیره که نه تصویرش می کند.

ادامه مطلب   
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢