پيانو و هالی هانتر که که زير آب با طنابی بسته بر پای در حال عروج است ... و چقدر تنيدگی عشق و تن و صدا زيباست ... و موسيقی بيداد می کند به خصوص ... شايد بار پنجم باشد که به تماشايش می نشينم ... از هفده سالگی تا بيست و پنج سالگيم ... مثل موسيقيش بارها در ذهنم تکرار شده ... مانند بيست ويک گرم مانند با چشمان کاملا بسته و مثل ... خودی که هميشه تکرار می شود و هيچ باری شکل يشينش را به خاطر نمی آورد ... روياييست زندگی ...
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ۳:٤٧ ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱
تگ ها :
