تلخ می گريم که غم از چهار سو می وزد
تلخ می گریم که غم از چهار سو می وزد ... زمستان است ... زمستان است امروز ... 25 تیرماه
چه درد آورست و چه ... ناباورانه باید نگریست پیکری را که این چنین تاب و توان از جلادان ربوده است که ... چه بگویم که نتوانستند! که نمی توانند و ...
همه نامت را دوست خواهیم داشت , همه نامت را چون گل سرخی در سینه خواهیم نگاشت , همه فریادت را فریاد فریاد برآریم فریاد ...
شوان ما بیادت داریم ... شانه های پهنت را قدم های استوارت را و نامت را که همچون ملتت که نه , ملتمان , مردممان ... ( که ملیت ما انسانیت است و شرف و آزادگی! ... مرزی مگر می پذیرد شجاعت و مردانگی! ) جاودان خواهیم داشت .
آفرین بر تو ای شوان! ... بر تو که دریافتی در کجای زمان ایستاده ای ... باشد که دریابیم ... باشد که دریابیم
متبرک باد نام تو !



