مدتهاست که برای من کاندوليزا رايس با شيرين عبادی تفاوتی نداره جز اينکه اون زغالی متاليکه و این يکی سرخ و سفيد ... گيرم کمی چروک! ... اين روزها چروک مده! در سراسر دنيا از اسکانديناوی تا زير بينی بلر ... که زير راه پله ی نمور يک ساختمان لندنی مشغول عشق بازی ديوانه وار با يک تمساح قمی است ... چه فرقی می کنه که مليجک ما اين وسط چروک بانوی عبادی باشه يا آقای بوش ... يا گيرم احمدی نژاد يا محمود دولت آبادی ... ژوليت بينوش هم سهم عباس رژيسوره ... مفته چنگش!! ... به اين ميگن تاوانه فرانسوی ... چقدر دلم برای French Kiss ناتموم بيمار انگليس تنگ شده ... ولی تنها بيمار ما اينجا دايی جان ناپلئونه ... طفلی می خواس تا آخرين قطره ی خونشو تو جنگ ممسنی نثار وطن کنه ...
آه ای ناپلئون تو را آن به که چشم فرو پوشيده باشی ...
