RADIO ACHAB PRESENTS

رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند

 

ای يقين گمشده و غار تنهايی من کجاييد ! ... اينجا يه خرس گنده سرگردان هست که به دنبالتان هفت دست کفش و لباس و عصای آهنين پاره کرده و عروسک سنگ صبورهايی را زير سر ترکانده و اشتباهی باز هم سوار ميش سپيد شده و از بد حادثه  روزان و شبان يک سره خوانده :

دامن کشان

ساقی می خواران

از کنار ياران

مست و گيسوافشان

می گريزد  

بر جام می از شرنگ دوری

بر غم مهجوری

چون شرابی جوشان می بريزد

دارم قلبی ارزان ز رهش

ديده شد نگران

ساقی می خواران

از کنار ياران

مست و گيسوافشان

                             می گريزد  

پ.ن.۱ : ...

پ.ن.۲ : خسته شدم از اين همه چس ناله !

 

  
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٢
تگ ها :