امشب ککی که به تنور پرید ... سوخت!
از گروه میرزا
ترانه جلال تهرانی
امشب/ زنی که، خنده ی غریبه ای را دید/ تا صبح بیدار است
امشب/ مردی که، دستِ رئیس را بوسید/ تا صبح بیدار است
امشب/ کودکی که، سیگار اول را کشید/ تا صبح بیدار است
امشب/ ماری که، پای فیل را بلعید/ تا صبح بیدار است/ بیدار است
امشب/ ککی که به تنور پرید/ سوخت
فرداآآآآآ/ فیل پایش را خواهد دید/ خواهد دید/ خواهد دید
پ.ن.1: موزیک فارسی به سبک میرزا و البته ورد از حضرت جلال.تهرانی ... فکر کنید تام ویتس ایران ... انگار که یه مشت تیغ رُ با وایتکس و جوهر نمک قورت داده و بعد تو لوله شروع به خوندن کرده باشه ... به ریتم دلنشین بالا و پایین شدن صداش در آغاز اولین عربده ی امشب دقت کنید ... وَه که چه هیجان انگیز ... اونم موقعی که واقعن به یه همچین ترانه با نمکی نیاز داری که امشبُ اینجوری به فردات پیوند بزنه ... خوب جلال.تهرانیه دیگه ... اون که یه بار قصه لبی که بر دیوار کوچه مان می خندید را رُ تعریف کرده بود ... داستان خیابانهایی که اول دو طرفه بودند بعد یک طرفه شدند و بعدتر یک طرفه رو به بالا گیرم و آخر بن بست
پ.ن.2: اگر بدونید بعد از اون ناله و ناخون به صورت کشیدنا و زجر الیمی که به خاطر یه بار و فقط یه بار! شنیدنِ دعا و طلسم و جادو و جنبل جدید محسن نامجو -باب دِل.نِگون دیلنگ میلینگ ایران- متحمل شدم این یکی چقدر چسبید (ولی بازم به نظر من این نامجو مستعده :دی) ... بعدش یه چارتا چارواداری هم نصیب اون دختریه قری! با او عشوه های خرکی می کنید که تو استند آپ کمدی نامجو با او ظاهر وحشتناک هنوز لوند و شهرآشوب به نظر می رس ولی در عین حال جلف و مشنگ! که بین لندن و پاریس سینتی سایزر و پیانو را می شوپند حتماً ... آخه با این ترانه ی بی نظیر که نمی دونم ساخت کارخونه نامجوئه یا رفقا ... با گذر از دو سطر می شود کاشف به عمل آورد که «می شوپند» حتماً جای نواختن پیانو می نشیند بس که شوپن خفن است و نظیر ندارد و موزیک نامجو بمالآمال.مان می کند ... بین یه چیز کله سفت و حتماً در کوههای درکه مثلاً ... و چه خوب که نامجو دربان کهریزک نیست با این فانتزی نمکینش ... که چه ها به سر نفوس در بند می آورد :دی و این حرفها حکماً
پ.ن.3: آخ و اوخ نامجو حالا همچین هم اَخ نیست گیرم که شاخ ترین کارهایش به زعم خودش! ... چَرت ترین چیزهائیست که به عمرم شنیده ام (همان بینظیر و مقام معظم ... بَس که روُ، کلیشه ای و جفنگند اینها) در آخر اینکه: من از تو نا امید نمی شم محسن! ولی چرا ... ها؟
