RADIO ACHAB PRESENTS

رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند

 

پشت به آجرهای زرد ديوار نشسته و دستان کوچکش را در هم گره کرده بود ... نگران به نقطه ی مجهولی خيره بود  ... نقطه ای که تبديل به خطی متدد تا بی نهايت شد ... و صفحه ای که نقاطش بی شمارتر از نگاه هايی بود که تا به امروز به نقطه ی نامعلومی در افق کرده بود ... اين نگاه رو امشب در تک تک عکس های کودکيم دنبال کردم ... به کجاست اين نگاه ... و من باز هم پشت به آجرهای زرد کودکی اين بار نگاه به پشت سری می اندازم که هيچ است ... هيچی بزرگ و ... دستان گره کرده ای که بس گره روی گره خورده تبديل به گره کور بی دست و پايی شده روی نگاهی که هنوز دنبال چيزی می گردد ...

  
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۳
تگ ها :