- من نمی رم م م!!! (با لحن یکی که از ترس ...ش فریاد می زنه بخونین) نه ه ه ه! نمی خوام برم به ... خدا ا ا! (خدا رو مثل اسبی که به فحل اومده و شیهه می کشه ادا کنید با چشمهای دریده) ...
ناگهان ساکت می شود و طوری که انگار واقعیتی تلخ را پذیرفته رو به استادش می کند و می گوید:
- به عنوان یه ساینتیست خدمتون عرض کنم که ... تو مملکتی که بوزینه رئیس جمهورشه و مهندس عمرانش به شهادت تبلیغات تلویزیونی کارش تاکسی رونی و دعوت مردم به بهینه سازی مصرف سوخته این زوزول بازیا محلی از اعراب نداره! پس من می رم! (راه می افته که بره ولی بر می گرده و می گه) ... آه ای تمام روبات های جهان من به عنوان انسان یک درجه آزادی هم ندارم ... آخه چرا ا ا ا ؟؟!!
(استاد غمگین -زارپ- یه شیشکی خفیف می کشد و در حالی که به همراه اش اشاره می کند می گوید ...
- خدا به همرات!
پ.ن.: موجود بالا موجودی کمابیش سکته ای است! و اصولا در زندگی کاری جز خندیدن به گور پدر پدرسگ ژان لوک گدار نداشته! البته این جوریا نه ه ه ه ... اون جوریا ا ا ا
