RADIO ACHAB PRESENTS

رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند

من نمی خوام خاکم کنین ...

من نمی خوام خاکم کنین ... بدترین چیز اینه که آدم بمیره و دفن بشه ... فک کن هر چی سوسکُ موشُ مورچه سوارِ تو بهشت زهرای سگ صاحاب جشن بگیرن ... مورچه سواره همین جور چشتُ بگزه و سوراخ کنه تا برسه به مغزت و کانال بزنه به بصل النخاعت ... نمی خوام آقا ... جسدمُ بدزدین ... مثله کنین ... دستُ پامُ بدین قصابی سر کوچه چرخ کنه ... مراقب باشین گوشت موشتامُ ندزده ... یکی بالا سرش واسّه یه وقت چربی و پی قاطیش نکنه ... بعد باهام لوبیا پلو درست کنین ... بدین این لاش خورا بخورن ... بهتره به خدا ... ماستم یادتون نره ... از این ماست سِوِنا باشه.ها ... سبزیا رُ خوب بشورین ... وبا اومده لاشخورا گناه دارن ... فیله پشت کمرم رُ بدین استیک کنن ... گمونم مزه ی کیت کت بده ... مدیوم ... یه کم خون بش باشه ... آبدار ... سنده ی خشک نندازین جلو مردم ... رونم جون می ده باسه چنجه ... بندازین تو آبلیمو و پیاز ... یه کمم کیوی بزنین ترد شه ... کس خری کار نکنین کونیا ... مردم گشنه ان ... کله و پاچه.مَم بار بذارین ... عنا مراقب باشین حیف و میل نشم ...

  
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢
تگ ها :


زندگی به شکل رقت آوری ارزش کردن داره ...

آقا یه جاهایی یه موقع هایی یه اتفاقایی برام می افته که از شدت ذوق حالت خفگی بم دست می ده ... مثل اون موقع که برای بار اول آمورس پروس رُ دیدم ... یا اترنال سانشاینُ ... یا وقتی گولاک ارکسترا رُ گوش دادم ... اصلن این بیروت تاج سر ماست ... هم شهرش ... که یه روز می رم و تمام غذاهای خوشمزشُ می خورم ... فکر کن حُمُس و مُتَبَّل بزنی بعدشم این شیرینی های خیلی شیرینش رُ ... ولی بیروت اسم یه بند موزیک هم هست که ربطی هم به لبنان نداره ... اتفاقن آمریکائین ... ولی خوشمزه.ن آقا ... می شنوی زندگی تخمی تخمی بت لبخند می زنه ... اصلن کردنش ارزشمند می شه ... شاید برای چند دیقه ... همون چند دیقه ... این آلبوم آخرشون دِ رایپ تاید رُ گوش کنید ...

پ.ن.: کلمات هرزه اند ... هر جائی اند ... تو چه می فهمی ... دهانت را باز می کنی و هر چه به فکرت می رسد و نمی رسد را می گویی ... کلمه طبله می کند ... نم می کشد ... ترک بر می دارد ... آنوقت بنشین و از شکافش زل بزن ... و هی درد تیر بکشد میان استخوانهایت ... بی پدر هر روز در خیابان برای خودش یک پدر دست و پا می کند ... فردا همان را زیر دست و پا له می کند ...

  
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
تگ ها :