تو خونه چاه جمکران پیدا کردم ... مجهز به آب برق و تلفن! کمثل العلی (با الف و لام) کلمون می کنیم توشُ از روزگار غدارررر که خلافتُ ازمون گرفته شکایت می کنیم ... اوه زدم به اصل جنس اونی که فک می کنی فرعشه ... شب سیگارتْ گوشه ی لبت و زمزمه ی 'اوه مای لیتل بیبی' تو شیارایِ متورمِ مغزتْ داره دود می خوره و هِی راه می ریُ بعدش عقب گردُ دو مرتبه 'اوه مای لیتل بیبی ...' یی هو حس می کنی: اوه مای گاااد! جیزز! موزائیکای زیر پام عین تخته پرش مرتعشن و من با یه سیگ و یه ترانه که دوسش دارم می تونم های بشم ... که زیر پات خالی می شه و فرو می ری تا کمر تا گیجیت بخواد بپره سه تا موزائیک دورِتَم خالی شده و تو به هر حبل المتینی چنگ می زنی ... پات تا زانو تو عنه و تو گوشت می خونه لا تفرقوا اووو ... اووو ... اووووووو ... اووو دوغاب خشک شده بین موزائیکا میشکنه و بیشتر تو عن فرو می ری ... چاه وسط حیاط که طبله کرد بود ریزش کرده و سرنوشت مرگ محتومتُ در خفگی با هر آنچه که خورده ای و ریده ای رقم زده ... اوه نه! دیگه همه می رسن ... با مکافات میای بیرون ... ترس خورده و گیج فک می کنی اوه چه حالی داد! چه هیجان انگیز! چه مفرح ذات و ممد حیات بود این غرقه در گه شدن و اینکه فک کن! تو این مملکت زورم بزنیم نمی رینیم ...
پ.ن.۱: و بدینگونه بود که ما تصمیم گرفتیم از این مملکت فرار کنیم ... آدم که حتمن نباید مث علی سنتوری به منجلاب اعتیاد و الخ گرفتار بشه ...
پ.ن.۲: والا اون بالایی که داستان دو هفته پیش بود ... مستر خان یه هندیه که با مال التجاره خود از بلاد دوبای و به نمایندگی از یک خفن اینترنشنال کرپوریشن به خاک آریایی ایران قدم نهاده ... وظیفه ی خطیر سرگرم ساختن ایشان با انواع ژانگولر و اطعمه و اشربه را بر عهده ای مایه نهادند ... با مستر خان بر دلیجان زرد قناری ای سوار بودیم و پس از کلی گفتگو در مورد آمیتاچاخان و سلمان خان و کمی آیشواریا رای و البته خواننده دوران کودکی مان خانوم سری دیوی او ناگهان با چشمانی به معصومیت چشمان گوسفند دائم الذبح ما را نگریست ... که ناگهان گفت: مولاز آر استیوپید ان دی اسپویل ایران ... بات ایرینینز آر استیوپد السو ... می بیی مور استیوپد دن مولاز ... حالا چراغ؟ حالا برین بمب گوگلی منفجر کنین و پتیشن امضا کنین ... :دی
پ.ن.۳: ...
RADIO ACHAB PRESENTS
رادیوی ناخدا اهب تقدیم می کند
نويسنده : ناخدا اهب ; ساعت ٤:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱۱
تگ ها :
